فشار روانی در محیط کار

۷ بهمن ۱۳۹۰
عمومی . مديريت . نوشتار‌های نارنجی
164 بار

مقدمه
فشار روانی و تاثیر آن بر کارکنان در محیط کاری در سال‏های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. عناوینی که در این مقاله مورد بحث واقع می‏گرد عبارتند از: فشار روانی و پیامدهای آن، عوامل ایجاد فشار روانی و علایم آن، راه‏های رویارویی کارکنان با فشار روانی و نهایتن رسالت سازمان‏ها برای مقابله با فشار روانی. افراد فقط در محیط کار زندگی نمی‏کنند بلکه آن‏چه کارکنان را در محیط کار تحت تاثیر قرار می‏دهد در خانه نیز تاثیرگذار است. برخی از کارکنان فشار روانی را بهانه‏ای برای انجام ندادن درست وظایف محوله قرار می‏دهند. بسیاری دیگر فشار روانی زیادی را متحمل می‏شوند. کارکنانی نیز هستند که برای انجام صحیح کار می‏بایست فشار مناسبی برای آنان ایجاد نمود. هدف مدیریت فشار روانی این است که به کارکنان کمک شد سطح فشار روانی متناسب با توانایی خود را برای انجام صحیح کار دریابند و تا مرحله‏ی تغییر آن را حفظ نمایند. به دیگر سخن در بعضی شرایط در مورد برخی از افراد برای انجام بهینه، کار فشار روانی لزومن باید افزایش یابد تا کاهش، مدیریت فشار روانی عبارت است از کنترل فشار روانی به منظور فراهم ساختن محیط آرام برای کارکنان جهت انجام وظایف سازمانی است.


فشار روانی چیست؟
فشار روانی معمولن وقتی ایجاد می‏گردد که فرد با چالش، تهدید و یا تحولی مواجه گردد، به عبارت دیگر بین توان فرد برای انجام کار و کار خواسته شده از وی توازن وجود نداشته باشد. بنابراین فشار روانی در حالات خاص ذیل و با تعامل فرد و محیط کاریش افزایش می‏یابد:
- وقتی فرد در شرایط تهدید، چالش و یا آسیب قرار می‏گیرد
- وقتی فرد در می‏یابد که کاری که انجام خواهد داد در آرامش و رفاه زندگی او موثر است
- وقتی که فرد اطمینان ندارد بتواند تا از چالش ایجاد شده با موفقیت بگذرد و یا از تهدید ایجاد شده اجتناب نماید
- افراد معمولن در پذیرش مقدار، نوع و دوره یا مدت فشار روانی و راه‏های مقابله با آن متفاوت می‏باشند. به هر حال افراد در اکثر موارد ایجاد تغییر و فشار روانی را در می‏یابند، ولی مشکل این‏جاست که هیچ کاری برای مقابله با آن نمی‏توانند انجام دهند.


انگیزش و فشار روانی
برای درک بهتر فشار روانی شناخت چگونگی ایجاد انگیزش که یک فرآیند چرخشی است ضرورت دارد. چرخه‏ی انگیزش معمولن از بروز و ظهور یک نیاز آغاز می‏گردد. فرد می‏خواهد کار را انجام دهد ( انگیزه)، و نتیجتن آن کار را انجام می‏دهد.
کاری را که انجام می‏دهد او را به هدف مورد نظرش نزدیک کند در آن موقع احساس رضایت می‏کند و در صورتی که ناموفق باشد احساس نارضایتی کرده و ممکن است باعث افزایش شدت نیاز و فشار گردد. در هر حال این چرخه پایان نمی‏پذیرد و فرد آماده می‏گردد تا کار جدیدی برای دست‏یابی به هدف جدیدی را انجام دهد. این امر بدان معناست که رضایت‏مندی افراد دوام ابدی ندارد و این منبع عمده‏ی فشار روانی برای مدیران است.
برای مدیران امکان دارد فشار روانی خود را با ایجاد انگیزش در کارکنان کاهش دهند. هر چند که ممکن است ایجاد انگیزش به طور مستقیم در کارکنان اتفاق نیافتد، لیکن می‏توان با فراهم نمودن محیط مناسب زمینه‏ی ایجاد انگیزش در کارکنان را فراهم نمود و این امر برای مدیران ساده‏تر و هم ثمربخش‏تر است. تفکر قدیمی که درمورد انگیزش وجود دارد عبارت است از ( هر چه فشار بیشتری به کارکنان وارد آید کار بیشتری را انجام می‏دهند). این روش انگیزشی اشتباه بوده و یا حداقل کافی نیست. حقیقت پیچیده‏تر از آن است. تا یک حدی این امر واقعیت دارد که هر چه به کارکنان فشار بیشتری وارد شود کار بیشتری انجام می‏دهند، ولی از آن به بعد کارآیی فرد ثابت می‏ماند و در این حالت اگر مدیری بخواهد از این طریق کارآیی فرد را افزایش دهد نتیجه معکوس می‏گیرد، حتی ممکن است کارآیی فرد با نقصان مواجه گردد. ” یرکز” (Yerks)، و ” دادسون» (Dodson)، در سال ۱۹۰۸ دو عامل را در ارتباط چرخه‏ی انگیزش و فشار روانی معرفی نمودند. اول اینکه هر چه کار ساده‏تر باشد سطح تحمیل انگیزش بیشتر است، دوم اینکه هر چه کار کوتاه‏تر باشد باز هم سطح تحمل انگیزش بیشتر است. در نتیجه انگیزش خواه کم باشد و خواه زیاد، منجر به بروز رفتار فشارزا می‏گردد. نکته‏ی مهم این است که برای اکثر مردم فشار روانی باعث عدم کنترل و بیماری آنان نمی‏گردد. فشار روانی به معنی بد خود وقتی به کار می‏رود که بین فرد، کاری که از او خواسته شده که انجام گردد و روش انجام کار درخواست شده تطابقی وجود نداشته باشد.


ترس و نگرانی
ترس نوع خاصی از فشار روانی است. تجربه ترس قبل از حادثه و یا در خلال حادثه معمولن تغییرات روانی را ایجاد می‏کند که منجر به فشار روانی می‏گردد.
انسان‏ها اغلب ترس واقعی را تجربه نمی‏کنند، لیکن اکثرن به نحوی دچار نگرانی شده‏اند. نگرانی عبارت است از ترس از چیزی که تا کنون اتفاق نیافتاده است و یا هرگز اتفاق نخواهد افتاد نگرانی ممکن است انسان را حتی از شروع کار باز دارد. نگرانی ناخودآگاهانه۱ وقتی اتفاق می‏افتد که فرد عادت به احساس نگرانی کند، حتی اگر چیز نگران‏کننده‏ای وجود نداشته باشد. مواجه با این نوع نگرانی بسیار مشکل است زیرا منبع و عامل نگرانی مشخص نیست تا بتوان آن را از بین برد.


شخصیت نوع A و B
در سال ۱۹۶۰ “فردمن ” (Friedman)، و ” روزنمن ” (Rosenman)، از متخصصان قلب آمریکا با مطالعه ۳۰۰۰ نفر دریافتند که بعضی از افراد رفتار خاصی از خود بروز می‏دهند که استعداد آن‏ها برای ابتلا به بیماری قلبی را دو برابر بیشتر از سایر افراد می‏سازد. آنها نوع اول را تیپ A و آن‏هایی را که احتمال کم‏تری به ابتلا به بیماری قلبی داشتند تیپ B نامیدند.


ویژگی‏های اصلی رفتار تیپ A عبارت است از:
- احساس ناامنی از موقعیت
- پرخاشگری زیاد
- خشم
- عجله در انجام امور
- خودخوری
افراد دارای تیپ A زودتر به فشار روانی پاسخ می‏دهند. این تیپ افراد به دلیل انتظار بالای خودشان به شدت آسیب پذیر می‏باشند و به اصطلاح از کاه کوه می‏سازند که در نتیجه در کارآیی آنان تاثیر دارد. تیپ A پس از هر موقعیت فشارزا، سریعن خود را برای درگیری در موقعیت بعدی آماده می‏سازد، در حالیکه برای تیپ B مدتی طول می‏کشد تا انرژی از دست رفته خود را بازیافته و آماده نبرد بعدی گردد. تفسیر فوق از تیپ A شاید بیانگر این باشد که تیپ A نامطلوب بوده و مدیران برای انجام بهتر کار می‏بایست تیپ B را تشویق نمایند.
این نکته درستی نیست و در ارتباط با تیپ ناسالم و غیر موثر صادق است. در مطالعه فوق ۱۱% تیپ A دچار عارضه قلبی می‏گردند، در مقابل فقط ۶% تیپ B مبتلا می‏شوند. این بدان معنی است که ۸۹% افراد با تیپ A افرادی سالم هستند. بنابراین سازمان‏ها نیازمند این قبیل افراد برای انجام سریع و موثر کار هستند. افراد با تیپ A موثر، کار را سریع‏تر و بهتر انجام می‏دهند و برای کار بعدی سریعتر آماده می‏گردند. در مقابل افراد دارای تیپ A غیر موثر، کار را سریع ولی با ضایعات بیشتری و صرف انرژی زیاد غیر ضروری انجام می‏دهند و دیرتر برای انجام کار بعدی آماده می‏گردند.


فیزیولوژی فشار روانی
برای فهم و مقابله با فشار روانی، بهتر است فرد بداند وقتی با ترس، تهدید، نگرانی یا فشار روانی مواجه می‏گردد دقیقن چه اتفاقی برای او رخ می‏دهد. شروع فشار روانی وقتی احساس می‏گردد که فرد نوعی از تهدید را دریافت دارد. این تهدید می‏تواند شامل برخوردی در تاریکی، ظاهر شدن فردی در جلوی ماشین و یا گفته تندی از طرف رییس باشد. منبع هر چه باشد، به محض اینکه پیام به مغز برسد و احتمالن تهدید زا تلقی گردد، تغییراتی سریع اتفاق می‏افتد. اطلاعات مربوط به عوامل فشارزای خارجی از طریق یک یا چند حس وارد سیستم بدن می‏گردد و توسط کورتکس (سلول‏های خاکستری که غشای خارجی مغز را تشکیل می‏دهند)، زمینه‏های فشارزایی داخلی که معمولن ناشی از خاطرات، افکار و تصورات می‏باشند و همیشه با انسان‏ها همراه هستند خود به خود تحریک می‏گردند.
در هر صورت علایم به هیپوتالاموس (اندامی به اندازه‏ی نخود که در میانه‏ی مغز قرار دارد)، می‏رسد و از آنجا منشعب می‏گردد. انشعاب اول به غده هیپوفیز می‏رسد و باعث ترشح هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک (ACTH)، درخون و فعالیت غدد فوق کلیوی می‏گردد. غدد فوق کلیوی مانند دو کلاه کوچک هر یک بر روی یک کلیه قرار گرفته‏اند. لایه‏ی خارجی غدد فوق کلیوی کورتیزول تولید می‏کند که در سیستم دفاعی بدن تاثیر داشته و باعث کاهش تورم و نیز سوخت و ساز کربوهیدرات، چربی و پروتیین در تمامی بافت‏های بدن برای تولید انرژی می‏گردد.
مسیر دوم از هیپوتالاموس به سیستم عصب سمپاتیک می‏رسد که مسوولیت تنظیم تمام پاسخ‏های فیزیکی و طبیعی بدن را دارد. سیستم عصب سمپاتیک در جای خود قسمت میانی غدد فوق کلیوی را تحری می‏نماید که باعث ترشح آدرنالین می‏گردد. آدرنالین باعث افزایش ضربان قلب، هدایت خون از اندامهای داخلی به ماهیچه‏ها و باعث افزایش فشار خون از طریق انقباض رگ‏های خونی می‏گردد. به هر حال فرد از هیچ یک از اتفاقات فوق آگاهی ندارد ولی از آن به بعد این عوامل به تدریج ظاهر می‏گردند.
تغییرات فیزیولوژیکی زیر پس از اعمال فشار روانی حادث می‏گردد:
- مردمک چشم گشادتر می‏شود تا نور بیشتری وارد شده و منبع هر خطر احتمالی بهتر و واضح‏تر رویت گردد
- شنوایی دقیق‏تر می‏شود تا بتوان خطر را از فاصله بیشتری احساس و چاره‏ای برای آن اندیشیده شود
- تنفس سریع‏تر می‏گردد. این واکنش میزان اکسیژن در خون را افزایش می‏دهد که منبع سوخت مورد نیاز برای هر عملی است.
- قلب خون را سریع‏تر و با فشار بیشتری پمپ می‏نماید، در نتیجه توزیع سوخت سریع‏تر شده و هم‏چنین مواد زایدی که در نتیجه‏ی سوخت و ساز ایجاد شده خارج می‏گردد.
- رنگ و روپریده می‏گردد، زیرا خون از سطح خارجی بدن به سطح مرکزی رانده می‏شود، بنابراین در صورت جراحت خونریزی کم‏تری ایجاد شده و نیز به لخته شدن خون در قسمت بریده شده احتمالی کمک می‏کند و نتیجتن خونریزی کم‏تر می‏گردد.
- احساس مریضی و دل به هم خوردگی دست می‏دهد، چون در این حالت خون از سیستم هاضمه رانده شده و در صورت لزوم منجر به استفراغ و اسهال می‏گردد تا غذای اضافی را خارج و دویدن را آسان‏تر نماید.
- تعویق بیشتری انجام می‏شود، برای این‏که فعالیت‏های فیزیکی تولید گرما می‏کند و بازده بیشتر کاری در یک درجه حرارت مطلوب انجام می‏شود. بنابراین تعریق باعث خنک شدن شده و گرمای اضافی با عرق کردن در سطح بدن از بین می‏رود.
- به دلیل سفت شدن عضلات لرزش صورت می‏گیرد. درصورتی که تعریق باعث خنکی زیاد بدن گردد لرزش جبران آن را نموده و باعث گرمی بدن می‏شود.
تمامی تغییرات فوق طبیعی بوده و به دلیل اطمینان برای زنده ماندن در یک حالت اضطراری ایجاد می‏گردد. نکته‏ی مهم این است که انرژی ایجاد شده در یک حالت فشار روانی می‏بایست به صورت سازنده و یا غیر مضر خالی گردد در غیر ای‏نصورت مضر است.


هزینه فشارهای روانی
مدیران معمولن ترجیح می‏دهند در راههایی که بازده قابل اندازه‏گیری داشته باشند هزینه کنند. این مطلب فی‏النفسه صحیح است ولی اگر برای متعادل کردن فشار روانی هزینه نشود، برای از بین بردن آن هزینه‏ی بیشتری می‏بایست صرف گردد. در حال حاضر به جز از بیماری‏های مرتبط با فشار روانی ( که مدت آن بیش از سه روز بوده و قابل ثبت در مراکز درمانی است)، اگر صرفن بیماری‏های ساده‏ای که کم‏تر از یک روز مدت داشته و غیر قابل ثبت هستند( مانند سردرد، بیماری‏های عصبی و روانی و ناتوانی )، محاسبه گردد هزینه‏ی هنگفتی معادل دو برابر حوادث صنعتی به دست خواهد آمد. ( سایر انواع بیماری که منشا روانی دارد مانند سو هاضمه، بیماری‏های جلدی، دردهای ماهیچه‏ای و کمردرد و بیماری‏های قلبی در این محاسبه در نظر گرفته نشده است). روزهای از دست رفته که منشا آن فشار روانی است سالیانه بیش از ۱۲۰ میلیون روز می‏شود که هزینه‏ی بالایی را در بردارد. این رقم نگران کننده است ولی تمام داستان نیست. هزینه‏ی اشتباهاتی که افراد مبتلا به فشار روانی مرتکب می‏شوند هنوز تخمین زده نشده است.
محاسبه هزینه‏های تحمیل شده به سازمان که ناشی از تصمیم‏گیری‏های اشتباه، اوقات تلف شده، طولانی‏تر شدن ساعات صرف غذا، مصرف الکل و سیگار بیش از حد و …. که ناشی از نامتوازن بودن فشار روانی در یک محیط کاری است بسیار مشکل است. خستگی‏های صنعتی غالبن ریشه در نامتعادل بودن فشار روانی دارد.


عوامل ایجاد فشار روانی
مردم به طرق مختلفی نسبت به یک محیط خاص واکنش نشان می‏دهند. چیزی که ممکن است برای گروهی از افراد انگیزه‏زا باشد ممکن است در عده‏ای دیگر ایجاد فشار نماید.
با در نظر گرفتن این موضوع عوامل ایجاد کننده فشار روانی مورد بررسی قرار می‏گیرد:


۱- عوامل فیزیکی
سروصدا عامل فشار روانی برای اکثر مردم بوده و تداوم آن متداولترین منبع ایجاد فشار روانی است. برای کاهش سروصدا اکثر کارگران از گوشی استفاده می‏نمایند. با این حال خسارات ناشی از سروصدا هم‏چنان رو به افزایش است. این نکته را هم باید به خاطر داشت که در بعضی حالات سکوت بیش از حد ممکن است ایجاد خطر نماید.
خستگی به دلیل اینکه باعث نقصان توانایی انجام کار می‏گردد ایجاد فشار روانی می‏نماید. بدتر از همه اینکه در مرحله اولیه‏ی خستگی فرد متوجه عدم کارآیی خود نمی‏گردد و فکر می‏کند همه چیز درست پیش می‏رود تا اینکه باعث اشتباه یا خطای بزرگی می‏شود. در مرحله‏ی پیشرفته نیز به دلیل خستگی زیاد فرد متوجه اخطار دیگران در مورد کاهش کارآیی خود نیز نمی‏گردد.
افراد نوبت کار، به دلیل اینکه موقع استراحت خود به انجام کار دیگری مبادرت می‏ورند معمولن به دلیل خستگی و ایجاد فشار روانی نمی‏توانند کار اصلی و کار دوم را درست انجام دهند. برای جلوگیری از این مشکل باید برنامه‏ی کاری طوری تنظیم شود که حتی‏الامکان فرد در اوقات استراحت به کار دیگری نپردازد.
پروازهای هوایی طولانی نیز به دلیل تغییر افق زمانی باعث نوع خاصی از خستگی می‏گردد که غالبن فشار زا است. توصیه شده است در این حالت از اتخاذ تصمیم‏های مهم ممانعت شود.
اکثر سازمان‏ها به کارکنان خود توصیه می‏کنند پس از یک مسافرت طولانی قبل از شروع کار ۲۴ ساعت استراحت نمایند. رطوبت و درجه حرارت نیز می‏تواند عامل فشار زا باشد بهتر است کنترل گردد. مقررات معمولن سطح کار مطلوب را در درجه حرارت و رطوبت مناسب تعیین کرده که باید رعایت گردد.


۲- حجم کار


درخواست کار زیاد پدیده‏ی آشنایی است. سه نوع کار اضافی و یا ترکیبی از این سه نوع شناخته شده است:
۱- سطح مهارت مورد نیاز برای انجام کار درخواستی ممکن است برای شخص خیلی بالا باشد
۲- سرعت انجام کار ممکن است بیش از توان فرد باشد
۳- حجم کار نیز می‏تواند بیش از توان شخص باشد


کم‏کاری نیز اتفاق می‏افتد هر چند کم‏تر از آن صحبت می‏شود، به هر حال سه نوع کم کاری نیز شناخته شده است:
۱- سطح مهارت مورد نیاز برای انجام کار ممکن است پایین باشد ( برای مثال از یک فارغ‏التحصیل درخواست گردد کاری در سطح یک دیپلمه انجام دهد)،
۲- سرعت کار بسیار پایین باشد ( برای مثال یک جلسه در تمام طول روز برای تصمیم برای کاری که می‏تواند در یک ساعت انجام شود تشکیل گردد)،
۳- حجم کار بسیار کم باشد ( یک منشی در طول روز فقط چند کار ساده انجام دهد)،


محیط کار جدید ( مانند روز اول شروع کار در سازمان )، می‏تواند عامل ایجاد فشار روانی گردد، زیرا اطمینان فرد هنوز جلب نشده است. احساس تهدیدهای شخصی، احساس در مخاطره بودن محیط اختصاصی کاری فرد، ایستادن رییس مربوطه در حین انجام کار و صحبت در نزدیکی کارمندی که قربانی تصمیمات واهی و غیر منطقی شده و …. فرد را دچار فشار روانی کرده در نتیجه کارآیی او نقصان می‏یابد. حذف کلی تهدیدات شخصی در کار نیز می‏تواند باعث نقصان کارآیی گردد، برای مثال اگر فرد برای کار غیر مثبتی که انجام می‏دهد مورد مواخذه قرار نگیرد کارایی‏اش کاهش می‏یابد. روشن نبودن نوع کاری که فرد می‏بایست انجام دهد و یا عدم آگاهی از نتیجه کار انجام شده نیز می‏تواند عامل ایجاد فشار روانی گردد.
۴- مسایل خانوادگی
عوامل فشار زا در خانه نیز یافت می‏گردند فوت بستگان، نزاع خانوادگی و مسایل مالی زوج‏ها در هر مرحله‏ی زندگی می‏تواند در کارآیی فرد تاثیر گذارد. ایجاد ارتباط مناسب مشکل اساسی زوج‏ها است. برای مثال مرد روز کاری سختی را گذرانده و برای استراحت به منزل آمده است. همسر نیز روز طاقت فرسایی را با فرزندان سپری نموده است هر کدام از این زوج می‏خواهند فقط مسایل خود را مطرح کنند، در نتیجه این امر منجر به نزاع‏های خانوادگی می‏گردد که یقینن در کارآیی فرد در سازمان نیز تاثیر می‏گذارد. بدتر از همه این که هر دو نفر کارمند بوده و بخواهند به نحوی مسایل و مشکلات کاری خود را به منزل بکشانند.
ارتقا نیز در بین خانواده‏های کارمند می‏تواند عامل مهمی برای ایجاد فشار روانی باشد. چه کسی مالک است مرد یا کسی که درآمد بیشتر و امتیاز بالاتری برای اداره منزل دارد.


علایم فشار روانی
درک علایم فشار روانی در صورت آگاهی از فشار واکنش دفاعی۲ و واکنش تدافعی ساده است. در شرایط فشار روانی کوتاه مدت، تشخیص ماهیت دفاعی و تدافعی واکنش‏ها ساده است، ولی در شرایط فشار طولانی مدت کاملن واضح است.
واکنش دفاعی در صورتیکه فرار از آن ممکن باشد، با فشار روانی کوتاه مدت و با نزاع‏های کوچک لفظی یا فیزیکی همراه است.
واکنش دفاعی وقتی که فرار از آن ممکن نباشد به دو صورت تحمیل یا انتقال آن به خود و دیگران اتفاق می‏افتد. اگر فشار روانی به دیگران منتقل شود نتیجتن کارکنان در طول روز از آن رنج خواهند برد و اگر به خود فرد تحمیل گردد تا آخر روز دلتنگ و افسرده خواهد بود.
واکنش تدافعی در صورتی که فرار از آن ممکن باشد، معمولن با بیماری، صرف وقت طولانی در هنگام غذا، استعفا و یا بازنشستگی زودرس همراه است. نکته اصلی این است که فرد خود را از این موقعیت رها کند. واکنش تدافعی وقتی فرار از آن ممکن نباشد، ممکن است با کندی حرکت فرد، احتیاط بیش از حد در انجام امور و به هر حال تعلل از درگیر شدن در مشغله‏های کاری همراه گردد. در این حالت آهنگ فرد در انجام امور کندتر شده و به اصطلاح فرد به خواب می‏رود.


فشار روانی طولانی مدت
بعضی مواقع برای یک ناراحتی جسمی دلیل فیزیکی خاصی وجود ندارد. در این حالت ممکن است بیماری‏های روانی عامل بروز بیماری باشد. نارسایی‏هایی نظیر زخم معده، بیماری قلبی، سکته ، سو هاضمه، میگرن، ناراحتی‏های جلدی، آکنه و کم‏خوابی و پرخوابی ممکن است تا حدی با فشار روانی مرتبط باشد.
آمادگی برای ابتلا به بیماری‏ها نیز نتیجه فشار روانی است. فرد معمولن نسبت به بیماری‏های آسیب‏پذیر می‏گردد که ممکن است در حالت عادی به سادگی آن را دفع نماید. هم‏چنین در این حالت بهبودی فرد نیز کند می‏گردد. غیبت می‏تواند علایم دیگر فشار روانی طولانی مدت باشد که معمولن شامل تاخیر یا تظاهر به مریضی و نهایتن ترک کار است.
مصرف زیاد غذا، صرف مشروبات الکلی و سیگار از علایم اصلی فشار روانی طولانی مدت هستند. مصرف بیش از حد هر یک از اقلام فوق که در نتیجه‏ی فشار روانی صورت می‏گیرد زیان‏آور است. گاهی دلبستگی به تصاحب زیورآلات نیز می‏تواند نتیجه‏ی فشار روانی باشد. تمایل جنسی بیش از حد به جنس مخالف نیز اغلب نتیجه فشارهای شدید و غیرقابل حل است.
دزدی نیز تحت فشار روانی افزایش می‏یابد که می‏تواند شامل دزدی‏های بزرگ و یا حتی کوچک ( در حد بلند کردن لوازم‏التحریر اداری، استفاده شخصی از تلفن، تلف کردن وقت هنگام صرف غذا و یا استفاده شخصی از وقت اداری)، باشد. دزدیدن کالا و مواد قابل کشف و کنترل است، ولی دزدی زمان و وقت نامشخص و پیشگیری و کنترل آن مشکل است. فعالیت‏های جایگزین نیز که طی آن فرد هر نوع کاری را به غیر از کار اصلی خود انجام می‏دهد علامت دیگر فشار روانی که نهایتن ایجاد مشکل می‏نماید.
می‏گردند. واکنش‏های اضافی به حوادث عادی علامت دیگر فشار روانی است. رییس برای انجام یک کار معمولی فرد را فرا می‏خواند، کارمند گرفتار فکر می‏کند ممکن است ارتقا یافته یا اخراج شده باشد. تغییر بارزترین مشخصه بروز فشار روانی است. غمگینی، افسردگی، خوشحالی و ….. ممکن است شخصیت اصلی یک مدیر را تشکیل دهد ولی تغییر آنی و مکرر به هر یک از حالات فوق نشان دهنده بروز فشار روانی در او است.


روش‏های مقابله با فشار روانی
چهار روش و تکنیک که می‏تواند به نحو مثبتی تغییراتی ایجاد نماید که طی آن فرد بتواند فشار روانی را کنترل نماید وجود دارد:


۱- ورزش
قدم زدن تا حدی که باعث تعریق اندکی شود، شنا کردن و یا هر کار لذت بخشی که باعث می‏شود حرکات قلبی و ریوی کمی تندتر از حالت عادی صورت گیرد باید سه بار در هفته ادامه یابد. در هر حال تمرینات باید با توان فرد هماهنگی داشته باشد.


۲- بازخورد حیاتی
بازخورد حیاتی به فرد می‏آموزد چگونه و به طور آگاهانه بعضی از واکنش‏های روانی فیزیکی را که در شرایط عادی حالت خودکار دارند کنترل نماید. برای مثال استفاده‏ی دستگاه‏های سنجش نبض و پوست مناسب است. معمولن در حالت فشار روانی شدید ضربان قلب افزایش و مقاومت پوستی کاهش می‏یابد با استفاده از بازخورد حاصل از دستگاه فرد می‏آموزد چگونه ضربان قلب را کاهش و یا مقاومت پوستی خود را افزایش دهد. بعد از چند جلسه آموزشی فرد بدون استفاده از دستگاه می‏تواند مقداری از ضایعات فشار روانی خود بکاهد.


۳- روش‏های شناختی
این روش به فرد کمک می‏کند که فشارهای روانی گذشته و راه‏های مقابله با آن را به خاطر آورد و بتواند با اندیشه‏ی بهتر راه‏های موثرتری برای مقابله با اکثر فشارهای روانی بیابد. این روش بیشتر برای افرادی که حالتی احساسی دارند مناسب است.


۴- روش تمدید اعصاب
تمرین‏های تنفسی و بعضی از روش‏های پزشکی باعث افزایش تحمل فیزیولوژیکی و روانی در فرد می‏شود، البته تکنیک‏های فوق در صورتی که با دقت و احتیاط به کار رود برای افراد دارای تیپ A موثر است و برعکس در صورتی که درست به کار گرفته نشود تاثیر منفی در این گونه افراد به جا خواهد گذاشت.


علاوه بر چهار تکنیک گفته شده تکنیک‏های ذیل نیز برای کنترل فشار روانی در بعضی از افراد کارساز و موثر است.

۱- کنترل پرخوری
پرخوری به هر شکل که باشد مضر و باعث صرف انرژی، هزینه و زمان می‏گردد و می‏تواند باعث افزایش فشار روانی شود. مشروبات الکلی و سیگار در هر صورت باعث تشدید فشار روانی در افراد می‏گردد. هر چه میزان مصرف بیشتر شود فشار روانی وارده افزایش می‏یابد و کنترل آن دشوارتر می‏گردد. سابقن عقیده بر این بود که موارد فوق آرامش دهنده‏اند در حالی که تحقیقات علمی اخیر خلاف آن را ثابت کرده است.


۲- طریقه‏ی صحیح نشستن و حرکت کردن
طوری بنشینید که تنفسی راحت داشته و جهاز هاضمه فضای عمل داشته باشد، درست راه بروید، طوری بایستید که ستون فقرات کشیده و سر راست باشد و نهایتن حرکت داشته باشد.


۳- کنترل تنفس
راحت گوشه‏ای بنشینید و به طور طبیعی نفس بکشید و آن را برای سه ثانیه حفظ کنید. سپس اجازه دهید به آرامی خارج گردد. بهتر است که چشم‏ها در این حالت بسته نگه داشته شود. این کار را روزی دو بار برای مدت سه هفته انجام دهید. بعد از آن درخواهید یافت که به طور طبیعی هوشیارتر و آرام‏تر شده‏اید و در نتیجه بهتر می‏توانید با فشار روانی احتمالی مقابله کنید.


۴- روش‏های متضاد
سعی کنید کاری را که در روز انجام می‏دهید در عصر و اواخر هفته تغییر داده و کار دیگری با ماهیت متفاوت انجام دهید.


روش‏های مقابله با فشار روانی در محیط کار
افراد در هر شرایطی می‏توانند قربانی فشار روانی گردند و هیچ کس نمی‏تواند از فشار روانی در امان باشد. به هر حال غلبه بر این فشار نیازمند صرف وقت و انرژی زیاد ( برای مهار و یا کنترل آن )، است.
رعایت موازین ذیل در این خصوص می‏تواند کار ساز باشد:
- علل احتمالی فشار روانی می‏بایست مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. کشف علل فشارهای روانی مشکل نیست، آنچه مشکل است پذیرش آن است
- در صورت امکان سعی بر رهایی و خلاصی از موقعیت فشار زا گردد، شرکت در دوره‏های آموزشی، مسافرت و…. مناسب است. ولی مقایسه مزایای فرار از موقعیت و مقاومت در برابر آن ضرورت دارد
- در موقعیت فشارزا به خصوص اگر قرار است کسی با طرح سوالات سریع و تند تنش ایجاد نماید بهتر است فرد در ارایه‏ی پاسخ عجله نکند، این کار نه تنها باعث آرامش خود فرد بلکه باعث آرام نمودن فرد فشارزا نیز می‏گردد.
- اطمینان داشته باشید که اگر آخر روز فشار روانی را همراه خود داشته باشید مانند این است که مواد منفجره‏ای را با خود حمل می‏کنید. سعی کنید به هر نحو که می‏توانید انرژی خود را تخلیه نمایید. این کار می‏تواند شامل ورزش سنگین، کندن زمین، فریاد زدن و …… باشد.


راه‏های مقابله با فشار روانی در منزل
توجه داشته باشید فشار روانی برای هر زوج و خانواده‏ای اتفاق می‏افتد، لذا سعی کنید علل آن را مشخص و تحلیل نمایید. مشکل را صریح و باز ( قبل از اینکه آن‏قدر مشکل شود که دیگر نتوان درباره آن صحبت کرد)، با یکدیگر مطرح نمایید. در طرح‏ها و فعالیت‏های زندگی با یکدیگر مشارکت داشته باشید و سعی نشود خودسرانه عمل گردد. با همسر و خانواده ارتباط برقرار کنید و مسایل پولی و مالی را با خانواده در میان بگذارید.
در امور با یکدیگر مشورت شود و بدون مشاوره و اطلاع کاری نشود که باعث فشار شود. برای مثال بدون اطلاع قبلی نسبت به دعوت همکاران به منزل اقدام نشود. قلمرو هر فرد هر چند کوچک باشد می‏بایست رعایت گردد و دوست، همسر و سایر اعضای خانواده نیازمندند در بعضی مواقع تنها باشند. درک این موضوع برای همسر مهم و احترام بدان می‏تواند از خیلی از موقعیت‏های فشارزا جلوگیری نماید.


فشار روانی در مراحل پیشرفته
افراد دارای ( تیپ A سالم)، فعال و خشنود می‏باشند. در این‏گونه از افراد سطح هورمون آدرنالین بالا و سطح هورمون کورتیزول پایین است. علاقمندی به کار با استقلال و تلاش فرد دو چندان می‏گردد. فشار روانی در این گونه افراد مثبت و سازنده است. افراد دارای ( تیپ A ناسالم)، فعال و مضطرب می‏باشند. علاقمندی به کار در آنها غیر قابل کنترل است که در نتیجه هم به فعالیت وهم به نگرانی ختم می‏گردد. در این حالت سطح آدرنالین و کورتیزول به شدت در فرد افزایش می‏یابد.
افراد دارای ( تیپ B سالم)، خشنود و کم تحرک می‏باشند. سطح آدرنالین و کورتیزول هر دو پایین است. افراد دارای ( تیپ B سالم)، افرادی آرام و ساکن هستند که نشانه‏ی تلاش و اضطراب در آنها دیده نمی‏شود. این بدان معنی نیست که این‏گونه افراد قادر به انجام هیچ گونه کاری نیستند، بلکه آنها می‏توانند افراد خلاقی باشند که قادرند نیاز کاری خود را با آرامش و بدون عصبانیت انجام دهند. افراد دارای ( تیپ B ناسالم)، افرادی منفعل و مضطربند. سطح آدرنالین در این افراد اندکی بالا و سطح کورتیزول به شدت بالا است. افراد دارای ( تیپ B ناسالم)، افرادی منفعل و مضطرب هستند که هیچ گونه علاقه‏ای برای انجام کار از خود نشان نمی‏دهند و در حقیقت افرادی درمانده به شمار می‏روند.
از مطالعات به عمل آمده در ارتباط با کنترل فشار روانی در تعداد زیادی از مدیران سطح بالا نتایج ذیل حاصل شده است:
• افراد سطح معلومات و تحصیلات باعث درک وسیعتر فرد از جهان و محیط اطراف خود می‏گردد و توان حل مسایل در او افزایش می‏یابد
• افرادی که از نظر فیزیکی فعال هستند باعث مصرف انرژی و کاهش فشار روانی شده و در عین حال دارای سیستم قلبی و عروقی فعال‏تر هستند
• ضرورت دارد در انجام وظایف کاری و غیر کاری توازن وجود داشته باشد تا از نظر روانی وابستگی زیادی به کار ایجاد نگردد
• ارتباطات اجتماعی و دلگرم کننده ( حمایتی)، تاثیر مثبتی در افزایش روحیه فرد و در نهایت افزایش توان مقابله فرد در حل مشکلات و تعادل فشار روانی دارد
• ضرورت دارد به طور سیستماتیک در محیط کاری تغییر ایجاد گردد تا فضای خلاق، سازنده و سالم برای حیات کاری فرد به وجود آید.


وظایف سازمان در قبال فشار روانی
سازمان‏ها به تنهایی هیچ کاری در این زمینه نمی‏توانند انجام دهند. این مدیران هستند که می‏توانند قدمی در این زمینه بردارند. آنچه را که مدیران و کارکنان در این زمینه انجام می‏دهند می‏توان به سازمان نسبت داد:


اقدامات درمانی
• اگر مشکلی پیش آید باید سریعن با آن مقابله شود
• قبول کنید که مشکلی پیش آمده است، آن را نادیده نگرفته و به امید اینکه خودش برطرف می‏گردد نباشید
• آیا فرد گرفتار مجبور است در موقعیت پیش آمده باقی بماند؟ اگر چنین نیست رهاییش دهید و برای مقابله با آن کمکش کنید
• اگر فرد دچار مشکل جدی است و علیرغم اینکه مشکل ظاهرن از بین رفته گرفتاری هم‏چنان باقی است از متخصص ذیربط کمک گرفته شود و سعی نشود اینکار مستقیم توسط مدیر انجام شود، زیرا توجه و حساسیت زیاد به مساله خود فشارزا است
• بازخورد مکرر کارآیی فرد باعث بازگشت اعتماد به نفس و توان او می‏گردد. وظایف کوتاه مدتی که در حد توانایی فرد است به او محل نمایید و به او اطمینان دهید که می‏دانید خودش کار را انجام داده است. به تدریج وظایف مشکل‏تر و طولانی‏تر را محول نمایید و در هر حال از بازخوردهای مثبت استفاده نمایید، تا زمانی که فرد به قدرت واقعی خود دست یابد.
اگر فرد در انجام پاره‏ای از وظایف محوله شکست خورد آن را بزرگ نکنید و قدمی عقب گذارده و دوباره شروع کنید. انتظار تشکر و قدردانی نداشته باشید. آنان نیازمند احساس اعتماد به نفس‏اند، پس اجازه دهید روی پای خود بایستند. مطالب فوق پاره‏ای از وظایف مدیران به عنوان قسمتی از سازمان برای درمان و کنترل فرد فشارزده است.


اقدامات پیشگیرانه
• برای مدیران بهتر است از ایجاد فشار روانی جلوگیر نمایند تا این که صبر کنند و پس از ظهور درصدد مداوای آن برآیند. به هر حال اقدامات ذیل برای جلوگیری از فشار روانی مفید است. سعی شود اطلاعات مرتبط با فشار روانی مانند اخراج کارگران، غیبت، تأخیر، دزدی، حوادث، میزان شایستگی سالیانه و فرم نظرخواهی کارکنان جمع آوری شود. به هر حال گوش به زنگ هر گونه تغییری باشید
• از ایجاد فشارهای عمومی مانند انتقال ناگهانی و بدون اطلاع فرد و یا در انتظار گذاردن طولانی و بدون دلیل کارمند برای دریافت‏هایی که مستحق آن است اجتناب گردد
• سازمان‏هایی هستند که به دلیل عدم تخصص در گماردن افراد در جای واقعی خود از بدو کار اشتباه می‏کنند. سعی شود هر کس با توجه به علاقه و لیاقت و تخصص در جایی که باید باشد قرارگیرد. به ویژه اگر فرد روی پستی قرار گیرد که بالاتر از سطح کارآیی وی باشد. این کار هم باعث خراب شدن کارمند و هم کار خواهد شد و در نهایت تعادل روانی کار به هم خواهد خورد.
• سعی کنید افراد کاردان وبا تجربه را در سمت‏های کلیدی و مدیریتی قرار دهید و با در اختیار قراردادن امکانات و اطلاعات مورد نیاز زمینه موفقیت وی و در نهایت سازمان را فراهم نمایید
• آموزش کارکنان می‏تواند در ایجاد محیطی آرام با افزایش بنیه‏ی علمی و دانش کارکنان موثر باشد. به قول معروف اگر کارمند سوار کار خود باشد با علاقه کار خواهد کرد و همیشه مورد تشویق و ترغیب قرار می‏گیرد که عامل اصلی برهم خوردن تعادل در فشار روانی است
• از طرز انجام کار کارمند به طور مکرر بازخورد داشته باشید. سعی شود اضافات شایستگی به صورت یک روان اداری و روتین در نیاید و اطمینان یابید آنچه را که باید اندازه بگیرید، عمل نموده است. ضمنن روی نتایج آن حساس باشید
• طراحی شغلی اگر درست انجام گیرد در موفقیت سازمان تاثیر بسزایی دارد. اگر عوامل شغلی طوری تعریف گردند که استاندارد و با توانایی‏های افراد سازگاری و مطابقت داشته باشند یقینن باعث خشنودی سازمان و کارمند خواهند شد
• اخبار ناخوشایندی جدی گرفته شود و اگر واقعی است از ابتدا و قبل از این‏که خیلی دیر شود با آن مقابله شود
• انتقال خلق و خوی دمدمی مزاجی و عدم تمایل به تصمیم‏گیری قاطع و سازنده آفتی برای سازمان به شمار می‏رود، زیرا این خلق و خو اگر در صف گسترش یابد باعث اضمحلال روانی و در نهایت افت ستاد سازمان می‏گردد. همان‏طور که گفته شد انگیزش و فشار اگر به درستی به کار گرفته شده و متعادل باشند سازنده می‏باشند، پس سعی شود از فشارهای روانی نتایج مثبت گرفته شود.
در پایان ضرورت دارد این نکته یادآوری گردد که در هر سازمان باید قسمتی برای مشاوره و بهداشت روانی وجود داشته باشد تا کارمند بتواند مشکلات خود را مطرح و در واقع مشاوره بگیرد و شادابی روحی خود را حفظ نماید. مشاوره اگر به صورت دوستانه و محرمانه صورت پذیرد عامل موثر و مثبتی در ایجاد روحیه‏ی کارمند، حل مشکلات و تعادل روانی در وی است.

م. رشیدی، غ. اصیلی و م. فرهادی
ATHIR.BLOGFA.COM

نوشته‌های تصادفی

body_language

یکی از مهم‌ترین خصوصیات انسان که او را نسبت به سایر موجودات برتری می‌دهد قدرت تکلم ...

خواندن ادامه نوشته...
the_start_up_entrepreneur

مقدمه کتاب: اهداف اين كتاب، راهنمايي شما براي آغاز و ادامه‌ی كسب و كار، آموزش مديريت كسب ...

خواندن ادامه نوشته...

این نشریه که حاصل كار مشترك بانك جهانی و شركت مالی بین‌المللی ششمین نشریه از سری‌ ...

خواندن ادامه نوشته...
money_inflation

تورم چیست؟ تعریف‌های مختلفی از تورم وجود دارد که همه‌ی آنها تقریباً بیانگر یک موضوع هستند: تورم ...

خواندن ادامه نوشته...
كاربر گرامی،
با توجه به اینكه در این سایت دیدگاه مدیریت در پیوند با پاك كردن و یا سانسور دیدگاه‌های ناپسند و واژگان نكوهیده به كار برده نمی‌شود، پس از شما خواهشمندیم با فرستادن دیدگاه وزین خود و بهره جستن از واژه‌های زیبا ما را در گردانیدن هر چه بهتر سایت یاری نمایید.

فرستادن ديدگاه

   

رشته‏های دانشگاهی

مدیریت و کنترل پروژه

کنترل پروژه یکی ...

project_control
ارزیابی عملکرد و بهبود مستمر

موسسات و سازمان‌ها ...

con_imp
OCB (رفتار شهروندی سازمانی)

بخشی از نوشتار: رفتار ...

organizational_citizenship_behavior
چهل و هشت قانون قدرت

قانون 1- هرگز ...

power_articles

خلاصه‏ی کتاب‏ها

چکیده‎ی کتاب روانشناسی فروش

چکیده‎ی کتاب روانشناسی ...

the_psychology_of_selling
چکیده کتاب پیش به سوی کارآفرینی

مقدمه کتاب: اهداف اين ...

the_start_up_entrepreneur
چکیده کتاب: قورباغه را قورت بده!

توضیحات مترجم: يكي از ...

eat_that_frog

عمومی

زبان بدن (Body Language) چیست‌؟

یکی از مهم‌ترین ...

body_language
الگوهای رفتاری در خرید اینترنتی

الگوهای رفتار مشتری ...

online_buying
دیوار شیشه‌ای ذهن

یک روز یک ...

big_fish_eat_little_fish
۱۰ گام تا خود کنترلی

تغییر عادات و ...

۱۰_step_to_self_controlling

دوره‏های آموزشی

دوره‏ی ایزو ۹۰۰۱ – هشتگرد

كاربر گرامی، اين نوشته ...

ISO_9001_2008
اسلاید‌ ممیزی داخلی ISO 27001

كاربر گرامی، اين نوشته ...

iso_27001