دیروز شنبه ۷ دیماه،
روز خیلی پر مشغله و پر جلسهای رو پشت سر گذاشتم. یکی از جلسات خیلی اعصابم رو خُرد کرد. من نمیدونم چرا بعضیها اینقدر تو محل کار همش نه تو کار میارن. هنوز حرف تو رو درست گوش نکرده و نمیدونه قضیه چیه، همین جوری میگه نمیشه.
ما همیشه برای استقرار سیستمهای جدید با واحدهای تولید و بهرهبردار این مشکل رو داریم. با کلی زحمت و صرف وقت سیستمی رو طراحی میکنیم بعد برای اجرای اون وقتی جلسه تشکیل میدیم و موضوع رو تشریح میکنیم، اولین چیزی که میشنویم: نه! هستش…
البته بعدها با توضیحات بیشتر و فشار مدیریت همه چیز انجام میشه اما نمیدونم این چه مرضیه که بعضیها وقتی در مورد چیزی خبر ندارند مخالفت میکنند.
البته همیشه بخشی از مخالفتها ریشه روانی داره و نوعی اعتراض به نحوهی مدیریت هستش. که در این صورت حق دارند. جلب مشارکت تنها راه کاهش همهی مقاومتهاست.
خاطرم هست برای طراحی صندلی ارگونومی ماهها وقت صرف شد و محاسبات ارگونومیک و اندازهگیریهای آنتروپومتری و… وقتی صندلی آماده شد و آوردیم در ایستگاه کاری، کارگران با اکراه آن را پذیرفتند و پس از چند روز متوجه شدیم که از آن استفاده نمیکنند.
جلسه گذاشتیم و توضیح دادیم که این صندلی فقط برای سلامتی شما طراحی و ساخته شده چرا از آن استفاده نمیکنید ؟ پاسخ مشخصی نگرفتیم.
وقتی همین صندلی را برای جایی دیگر میساختیم، در جلسات بررسی موضوع از کارگر همان ایستگاه و سرپرست مربوطه هم دعوت کردیم در مراحل طراحی و ساخت ما را کمک کنند. حضور آنها در جلسات ما باعث شد که آنها خود را در طراحی و ساخت آن سهیم میدانستند و اولاً: نکات و نقطه نظرات خودشان را در این جلسات مطرح میکردند و ثانیاً: قرارگرفتن در فضای کارشناسی باعث میشد که دقیقتر به موضوعات توجه کنند و از این رو طراحی و ساخت صندلی را کار خودشان میدانستند و خیلی به سهولت و با استقبال بسیار خوبی از آن استفاده کردند.
این تجربه برای من بسیار آموزنده بود و در تمام پروژههای بعدی با جلب مشارکت همهی ذینفعان پروژه:
۱- از نظرات بیشتری استفاده میکنیم و
۲- در زمان اجرا با مقاومت بسیار کمتری مواجه میشویم.
با ارزوی موفقیت…






بازی SUDOKU
بازی پازل تصاویر
