خاطره ۱۵ مهر‌ماه

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۰
۲

امروز ۱۵ مهر،
۱۳ مهر از هند برگشتیم. سفر به شرکت ماروتی هند حدود ۱۰ روز طول کشید. این شرکت ۷ مدل خودرو تولید می‌کند که قرار است خودرو سوزوکی گراندویتارا هم تولید کند. اول تصورم بر این بود که قرار است که ما برویم آن‌جا چیزی یاد بگیریم، بعد متوجه شدیم که نه خیر، قرار بود هر یک از ما که آن‌جا می‌رویم موضوعات تخصصی خود را برای مدیران آن‌ها آموزش دهیم. با خود گفتم ای بابا این‌جا هم آموزش دست از سر ما بر نمی‌دارد؟!!!! پس ما خودمان کی باید یاد بگیریم؟…
خلاصه: از روز اول که رسیدیم کار ما شروع شد. آموزش مدیریت تولید – سیستم‌های کنترل و تضمین کیفیت ( محصول و فرآیند ) – ارگونومی و مدیریت بهره‌وری منابع انسانی با من بود. اولین روز وقتی رفتم سر کلاس تصور کردم کارگرانشان را آورده‌اند، پرسیدم پس مدیران کجا هستند‌، گفتند این‌ها مدیران کارخانه هستند. کمی خجالت کشیدم آخه اصلاً به سرو وضعشون نمی‌اومد مدیر باشن. نه ظاهری، نه دیسیپلینی، نه آداب اجتماعی و نه دانشی…. خلاصه قبل از هر چیز برای بررسی وضعیت موجود یه آزمون گرفتم ببینم که در چه سطحی هستند و از کجا باید شروع کنیم. نتایج آزمون بسیار بسیار اسف‌بار بود. مجبور بودم از خسته کننده‌ترین و کسل کننده‌ترین مبانی شروع کنم و شروع کردم.
از همان ابتدا نوع نگاهشان کمی به نظرم غضب آلود آمد و متوجه شدم که شهر ماروتی در زمان نادرشاه به شدت مورد تاخت و تاز این پادشاه ایرانی قرار گرفته و در این شهر بوده که نادر از سرهای بریده مناره ساخته بود. به همین خاطر شهروندان این شهر ترس و نگرانی عجیبی از ما ایرانی‌ها دارند و هنوز این سابقه تاریخی را فراموش نکرده‌اند. به هر حال رفته رفته ارتباطم با آن‌ها تعمیق شد و عصر روز دوم همه بچه‌های کلاس مرا به یک رستوران دعوت کردند و در آن‌جا کلی گپ زدیم و خندیدیم.
مدیران آن‌چنان هوشمندی نبودند. اما یک نکته بسیار جالب، این بود که کارگران‌شان وجدان کاری بسیار بسیار بالایی داشتند و سرپرستان‌شان را تا حد خدایی می پرستیدند و مانند برده کاملاً مطیع و حرف گوش کن بودند. البته همه این‌ها از منظر مدیریت دلایل توسعه نیافتگی نیروی انسانی است. انسانی که هویت و شخصیت این چنین پائینی داشته باشد، هیچ‌گاه نمی‌تواند هوشمندانه عمل کند و همیشه در حد یک ربات خواهد ماند در حالی که ما بیشتر از توان فیزیکی به توان ذهنی و فکری کارکنان‌مان نیازمندیم.
برای امروز کافیه. کارهام مونده. باید برم. دوباره فرصت شد سر میزنم. بد نیست برای این‌که همش من یک‌طرفه حرف نزنم شما هم نظراتتون رو بگید تا با هم تشریک مساعی داشته باشیم.

پیروز باشید…

۲ دیدگاه رسالی

  1. مصطفی

    شهر ماروتی رو راست گفتید؟
    در کل با این که من دنبال منبع برای شکل دادن به نوشته های روزانه ام بودم اینجا یک شکل متفاوت از آن چه خودم مینویسم را میبینم .تصمیم دارم بقیه ی صفحات یادداشت های شما را نیز بخوانم.

كاربر گرامی،
با توجه به اینكه در این سایت دیدگاه مدیریت در پیوند با پاك كردن و یا سانسور دیدگاه‌های ناپسند و واژگان نكوهیده به كار برده نمی‌شود، پس از شما خواهشمندیم با فرستادن دیدگاه وزین خود و بهره جستن از واژه‌های زیبا ما را در گردانیدن هر چه بهتر سایت یاری نمایید.

فرستادن ديدگاه

   

رشته‏های دانشگاهی

فشار روانی در محیط کار

مقدمه فشار روانی و ...

work_stress
مدیریت کیفیت انفجاری (BQM)

چکيده: BQM از ترکیب ...

blast_quality_management
چکیده کتاب ۵ دشمن کار تیمی

مقدمه نوشتار مدیریت كار ...

the_five_dysfunctions_of_a_team
طراحی یک کارت ویزیت عالی

چگونه یک کارت ...

good_business_card

خلاصه‏ی کتاب‏ها

۱۰ گام تا خود کنترلی

تغییر عادات و ...

۱۰_step_to_self_controlling
چکیده‎ی کتاب روانشناسی فروش

چکیده‎ی کتاب روانشناسی ...

the_psychology_of_selling
خلاصه کتاب پنجمین فرمان

كتاب پنجمين فرمان ...

fifth_dicipline

عمومی

نکاتی درباره‎ی بازاریابی تلفنی

چکیده طبق تحقیقات به ...

telemarketing
خرید ناگهانی

خريد ناگهاني (Impulse ...

impulse_buying
چهره خوانی

مقدمه چهره‏خوانی به این ...

face_reading
داستان کوتاه – تصمیم‌گیری سریع

تصمیم‌گیری سریع و ...

decition_making

دوره‏های آموزشی

دوره‏ی ایزو ۹۰۰۱ – هشتگرد

كاربر گرامی، اين نوشته ...

ISO_9001_2008
اسلاید‌ ممیزی داخلی ISO 27001

كاربر گرامی، اين نوشته ...

iso_27001